شفافيت مانيتورتون رو برگردونيد
تا بحال متوجه شدين گاهي اوقات مانيتور کامپيوترتون، اونقدر که زمان نو بودنش شفاف بود الآن نيست؟ خوب، اين به خاطر بار الکترواستاتيک هست که باعث تيره شدن مايکرو در سطح داخلي شيشه ميشه که مي تونه کيفيت تصاوير رو کاهش بده
در نتيجه شما فشار زيادي روي بيناييتون ميارين و قدرت بينايي زيان مي بينه. اما خبر خوش!
با تشکر از مايکروسافت که اين پروسه رو با نرم افزار تازه معرفي شده اش انجام ميده که سطح داخلي نمايشگر شما رو تميز مي کنه
اين فرآيند کمتر از 30 ثانيه طول مي کشه، و تفاوت بطور ناگهاني قابل ملاحظه است!
با رفتن به پايين صفحه نرم افزار که به صورت کد آماده اجراست نمايشگر کامپيوتر شما رو تميز مي کنه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.








تاکسی !!



+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 21:56  توسط bad cat
|
دختره ميره پيش كشيش محلشون، ميگه: پدر من گناه كردم! كشيشه ميگه: چيكار كردي فرزندم؟ دختره ميگه: من به يك مرد گفتم كس عمت! كشيشه ميگه: آخه براي چي؟ دختره ميگه: آخه دستشو گذاشته بود رو پام. كشيشه دستشو ميگذاره رو پاي دختره، ميگه: اينطوري؟ دختره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: دخترم آخه آدم كه واسه همچين كاري به كسي نميگه كس عمت! دختره ميگه: آخه پدر بعد اونيكي دستشو گذاشت رو سينم. كشيشه دستشو ميگذاره رو پستوناي يارو، ميگه: اينجوري؟ دختره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: ولي آخه اينم دليل نميشه كه آدم به بنده خداوند بگه كس عمت! دختره ميگه: آخه بعد لباسامو دراورد. كشيشه لباساي دختره در مياره، ميگه: اينجوري؟ دخره ميگه: آره پدر. كشيشه ميگه: واسه اينكار هم آدم به برادر دينيش نميگه كس عمت! دختره ميگه: آخه بعد اونكاري كه تو ده فرمان خداوند ممنوع كرده زن و مرد نا محرم باهم بكنند رو با من كرد! كشيشه ميگيره ترتيب دختره رو دستتاٌ ميده، ميگه: اين ريختي؟! دختره ميگه: بعله پدر. باز كشيشه ميگه: ولي آخه اين هم دليل نميشه كه آدم به يكي از اشرف مخلوقات بگه كس عمت! دختره ميگه: ولي پدر، آخه طرف ايدز داشت! كشيشه ميگه: اي كس عمش!

تركه رو به جرم سرقت محاكمه ميكنند، ميگن طبق حكم شرع بايد يك دستشو قطع كنيم. ميان دست راستشو قطع كنند، ميبينند روش با خال كوبي نوشته: مرگ بر آمريكا! ميگن اين دستو كه نميشه قطع كرد... ميرن دست چپش رو قطع كنند، ميبينن نوشته: مرگ بر اسرائيل! ميگن اي بابا اين دستم كه صلاح نيست قطع شه. خلاصه هرجاشو ميان قطع كنند، ميبينن يك شعار انقلابي روش خال كوبي شده، تا اينكه ميرسن به كير تركه، ميبينن روش نوشته: جاكوزي! ميگن: كس خل نگاه كن چي نوشته! همينو ببرين! يهو تركه ميگه: جناب سروان دست نگه داريد! اين وقتي خوابيدس اين ريختيه، وقتي پاشه ميشه نوشته جنگ جنگ تا پيروزي!

عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافت نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننه قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟!

آبادانيه داشته لب دريا راه ميرفته،يه بسيجيه مياد بهش گير ميدهكه: تو چرا آستين كوتاه پوشيدي؟! آبادانيه ميگه: ولك تو به روح اعتقاد داري؟! بسيجيه ميگه: چرا مزخرف ميگي مردك؟! من دارم ميگم تو چرا لباس آستين كوتاه پوشيدي؟ آبادانيه ميگه: ولك خوب بگو به روح اعتقاد داري؟ بسيجيه ميگه: منو شاكي نكن! دارم بهت ميگم چرا آستين كوتا پوشيدي؟ باز آبادانيه ميگه: خوب ولك سوال سختي كه نيست، تو به روح اعتقاد داري يا نه؟ بسيجيه شاكي ميشه، ميگه: دارم،منظور؟ آبادانيه ميگه:خوب كيرم تو روحت! هوا گرم ديگه!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:51  توسط bad cat
|
پاسور از نوع بسیجی:


HuH ???


+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 19:37  توسط bad cat
|
يارو استاده خيلي بي ادب بوده و همش سر كلاس جكاي ناجور ميگفته. خلاصه دختراي كلاس شاكي ميشن و تصميم ميگيرن اگه يه بار ديگه اين يارو جك خلافي گفت، كلاس رو ترك كنن. فرداش استاده مياد سر كلاس ميگه: شنيدين تو هند جنده كم شده؟! دخترا هم همشون پاميشن كه از كلاس برن بيرون، استاده ميگه: خانوما كجا؟! پرواز تهران-دهلي فرداست!

خبر نگاره نظر تركه رو درباره سيگار ميپرسه، تركه ميگه:به نظر من سيگار پدر سلامتيه! خبرنگاره ميگه:چطور آقا؟ دليل شما چيه؟! تركه ميگه:آخه مادر سلامتي رو ميگاد!

ز تركه ميپرسن فرق انجير با زنجير چيه؟ميگه: واللا… اجه آدم شانس بياره زن جيرش مياد ولي اجه شانس نياره، ان جيرش مياد!!

تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه:اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاهب به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميدهو بسمالله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:بابا خوارش گاييده شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:آره. تركه ميگه:خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم!

قزوينيه ميره آفريقا دوتا سياهپوست با خودش مياره،ميگن اينا رو واسه چي آوردي؟ميگه:براي ماه محرم خوبه!!

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 18:46  توسط bad cat
|